تبليغاتX
ღ♥ღآبمیوه های عاشقانه هویج و آقاییش ღ♥ღ


ღ♥ღآبمیوه های عاشقانه هویج و آقاییش ღ♥ღ

ღღتا تو باشی در کنارم ، با تو من مالک دنیام . بی خیال غربت و غم ، بی خیال نور فردامღღ

ilu485rp.jpg 

سلام به دوستاي خوب و مهربونمون .

حسابي نشون دادين هنوز فراموش نشديم هاااااااااااااااااااا !!!

روزهاي گرم و دم گرفته شما چطور مي گذره؟ خوبين ؟ خوش مي گذره ، دانشجوهاي عزيز تعطيلات خوبه ؟

پشت كنكوريها خيالتون راحت شد ؟ غصه نخورين ، انشاا... قبول مي شين

واسه ما مي گذره اما هرروز دلتنگتر و عاشق تر مي شيم

خبراي جديد زياد ندارم ... فقط يه خبر هست اونم اينكه شايد محمدم مشهد پروژه برداره و بياد اينجا

البته اين مسئله كمي بيش از 50 % حل شده (استخاره خوب اومده)و نتيجه مثبت اومدن به اينجا بوده ولي باز هم محمدم مردده   مي دونم بهترين تصميمو مي گيره

شما هم دعا كنيد كه انشاا... اومدنش پر از سود باشه و مشكل مالي عزيز دلمو رفع كنه

امروز چون دلم واسه نت و دوستاي گلم تنگ شده بود اومدم و بي بهانه و پر بهانه دلم خواست اپ كنم ... ولي يه چيز تووووووووووپ هم واستون دارم

خيلي از دوستان گلم دوس داشتن بركه روببينن .

منم باز از غروب خوشجل بركه و قايقاش عكس گرفتم تا ببينين چه جاي قشنگيه اما چون رو نيمكتمون كسي نشسته بود نشد از اونجا عكس بگيرم

البته پست قبلي هم چند تايي عكس گذاشتم اما خود بركه واضح نبود

پست بعدي قراره محمدم بياد و اپ كنه ، يعني اين يه دستوره و الا

و اگه بشه از نيمكتمون و بيد مجنون هم عكس واضح مي ذاره گلـــــــــــــــــــــــم

ديگه اينكه اين روزا خيلي دلم مي گيره بعضي وقتا الكي به همه گير مي دم و بعدش هم مجبورم برم كنج اتاقم بشينمو و هي غصه بخورم ، شعراي فروغ و مي خونم شايد آروم شم ... نامه هاي محمدم و عكسشو مي بينم ...بي خودي گريه ام مي گيره (اينارو به محمدم نمي گم – يعني نمي خوام ناراحتش كنم ) خووووووووووووب دست خودم نيست همه دلتنگيهام يه دليل داره . اونم محمدم مي دونه  يه چيزي ازخدا خواستم كه نميدونم چرا بهم نداد ، يه جورايي اطمينان داشتم بهم مي ده ، حالا نه دقيقا اوني كه من خواستم ولي يه كوچولوترشو مي ده ، اما ...  صلاحم حتما اين بوده ... منم مث هميشه مي گم راضيم به رضاي تو خداي مهربونم ...

       محمدم وقتي از همه دنيا دلم مي گيره ، وقتي دليل شادي نمي بينم ، وقتي خسته ام كلافه ام ، دنيا واسم بي ارزش مي شه ، هيچي خوشحالم نمي كنه ... به اين فكر مي كنم كه چه خوبه كه تورو دارم ، چه خوشبختم كه تنها نيستم تو كنارمي و تو اون لحظه ها تو حتي با يه sms بهم نشون مي دي هميشه كنارمي و به يادمي ... اونوقته كه واست مي خندم دستامو مي برم بالا و از خدا مي خوام هميشه واسم نگهت داره ، ازش مي خوام همه چيو آماده كنه تا زودتر در كنار هم باشيم و اين دوري ها و ديتنگيهامون تموم بشه

وقتي مياي و اينارو مي خوني ، وقتي مي خواي بنويسي و حرفاي دلتو نمي توني تو كلمه و جمله خلاصه كني ... من همه رو مي نويسم ... اينجا واسه همينه

يه دنياي مجازي كه ناشناخته حرفاي دلتو مي نويسي .

منم تو همين دنياي مجازي واست مي نويسم ... مني كه ناشناس و تو دلت شناسم ميگم

هميشه دوسِت دارم  كنارت مي مونم  تو هميشگيتريني تو دلم

پ ن 1 : پست قبلي كه عكس كادوهاي ولنتاين و تولد محمد جونمو گذاشته بودم بعضي ها تبريك گفته بودين ولي براي رفع ابهام بايد بگم كه اون عكسا و هديه ها مربوط به بهمن پارسال بود كه عكساش با تاخير به اين پست رسيد  (با اينحال ممنون)

پ ن 2 : تو ادامه مطلب عكس هيچكسمو كه ولنتاين 86 محمد جونم واسم گرفت و ببيي كه تولد همون سال هديه گرفتمو گذاشتم  (هرچي باشه سن هيچكسم از ني ني ميموني بيشتره و احترامش واجب ! زودتر از اينا بايد عكسشو مي ذاشتم ، اما اونم به تاخير خورد)

پ ن 3 : از همه شما ممنونم كه تنهامون نمي ذارين ... هميشه تو يادم هستين و واسه همه اتون از خداي مهربون بهترينهارو مي خوام . شاد و سربلند باشين

پ ن ۴ : عكسهاي حرم آقا امام رضا (ع) كه شب مبعث حضرت رسول گرفتمو هم گذاشتم

واسه همگي تون دعا كردم ... سميه جون ، رافعه گلم ، مينو جون ،  نازنين ، هدي جون ، معصومه و بقيه بچه ها و دوستاي گلم .شب خيلي قشنگي بود.جاي هم تونو خالي كردم


ادامه مطلب
ثبت شد درسه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 16:13 توسط ღღهویج و آقاییشღღ| |

سلااااااااااااااااام و ۱۱۳ تا سلام به همه ي دوستاي گلمون

خوبين عزيزان ما !!!!!!!!!!!!!؟

خدا رو شكر كه خوبي و خوشين ... مي دونم الانه كه كلي لنگ دمپايي و گوجه فرنگي و پوست موز و ... به طرفمون پرت كنين !!!! نه ؟

آره خوب واسمون گل آوردين > نه اينكه تو اين مدت نبوديم

ما هم خوبين از دعاهاي شما خوبان !!!

الحمدلله .

خوب چون زياد وقت ندارم زودي مي رم سراغ اصل مطلب .

آره محمد جونم سه شنبه اومد اينجا . خووووب منم اينطوري

زودي قرار گذاشتيم ، آخه خيلي وقت بود همو نديده بوديم و قرار بر اين شد كه همو خونه سابقش ببينيم ، البته كه الان هم خونه اشه

كلي حرف زديم و من با اينكه خيلي خيلي خسته بودم و تو شركت حسابي رسمو كشيده بودن ولي به شوق محمدم كلي پا به پاش نشستم و گفتيم و خنديديم .

بعد هم با كلي ترفند خونه و تنها ساكنشو پيچونديم و اومديم بيرون ، كه البته محمد جونم منو رسوند خونه ... زياد وقت نداشتم

الهي قربونش بشم كه تو اين دو سه روز بلوزاي خوشجل مي پوشيد و ماه بوه ، ماه تر مي شد .

روز بعدش يه كوشولو از دست هم عصباني شديم (كه چهارشنبه باشه) ولي به خوبي و خوشي تموم شد ... خوب پيش مي آد ديگه ... البته اين بار چندم بود كه اين اتفاق افتاد و انشاا... كه حل شده و ديگه اتفاق نمي افته

ولي عوضش روز پنجشنبه با هم بوديم ... يه دو ساعتي . محمد گلم اومد شركت دنبالم و با هم كلي قدم زديم و بعد هم رفتيم نهار خورديم و همون نيم ساعت نهارو روبرو هم نشستيم و تونستيم به جاي اين چند وقت دوري همو ببينيم ، تلافي كنيم

بعد از نهار هم با هم رفتيم به كوچه خاطراتمون ... اونجا هم واسه من و هم واسه محمدم خيلي عزيزه .

خلاصه خيلي خوش گذشت ... واسه من روز قشنگي بود ... بعد از مدتها

ولي الان كلي دلم واسه عزيزم تنگيده

واسه ماه آسمونم

واسه يار مهربونم

واسه يكي يدونم

واسه همراه و همدم هميشگيم

دوست دارم محمدم

به اميد ديدار نزديك در انتظارت هستم گلم

راستي امروز عكساي بركه رو مي ذارم كه ببينيد ... من و محمدم امسال هنوز وقت نداشتيم كه با هم بريم اونجا ولي عكساشو مي ذارم تا شما هم از زيبايش لذت ببرين  بيد مجنون تو اين عكسا زياد واضح نيست ، من خيلي واسش دوستم مي آد  كه تو اولين عكس گوشه سمت راسته ، اااااااااا هست ديگه ، با دقت نگاه كن

انشاا... پست بعدي مي ذارم

 

 تو ادامه مطلب عکس عروسک محمدم واسه ولنتاینو گذاشتم و عکس ساعت تولدش

نشد از هیچکس عکس بذارم

انشاا... پست بعدی

تا بعد

پیروز و سربلند باشین


ادامه مطلب
ثبت شد درشنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 18:16 توسط ღღهویج و آقاییشღღ| |

من اگر برخيزم

 

تو اگر برخيزي

 

همه بر مي خيزند

 

دوباره میسازمت وطن ************ اگر چه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو میزنم ************ اگرچه با استخوان خویش

دوباره میبویم از تو گل ************ به میل نسل جوان تو

دوباره میشویم از تو خون ************ به سیل اشک روان خوش

اگرچه صد ساله مرده ام ************ به گور خود خواهم ایستاد

که برکنم قلب اهرمن  ************ به نعره انچنان خویش

اگرچه پیرم ولی هنوز ************ مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم ************ کنار نوباوگان خویش

ای وطن من تو رو می خوام


تو و مردمون خوبت


جنگل سبز شمالت


ساحله داغه جنوبت


روی ماسه های دریا


تو غروبای قشنگ و


توی رقصای محلّی


با گلای رقص و آواز



همه ی افسانه هایی


که تو ذهنم می درخشه


واسه من رستم دستان


هنوزم سوار رخشه

عطر چایی


نون تازه


لبی که به خنده بازه


همه ی دنیا می دونن


ایرونی مهمون نوازه



ای وطن من تو رو می خوام


تو و مردمون خوبت


گل سرخ و سبزه و برف


رنگ پرچم قشنگت


ای وطن من تو رو می خوام


تو و مردم یه رنگت


ای وطن من تو رو می خوام


تو و مردمون خوبت


جنگل سبز شمالت


ساحله داغه جنوبت

 

ثبت شد درسه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 13:13 توسط ღღهویج و آقاییشღღ| |


Design By : Night Skin

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس